تبليغاتX
آيت الله دكتر هاشم هاشم زاده هريسي
 
آيت الله دكتر هاشم هاشم زاده هريسي
 
 
پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله دكتر هاشم هاشم زاده هريسي
 
گفت وگو با آيت الله هاشم زاده هريسي
واسطه هاي تندرو گزارش غلط مي دهند


چه قبول کنيم و چه قبول نکنيم، رابطه مراجع با دولت تحت امر محمود احمدي نژاد رابطه مناسبي نبوده است. هرچه اين دولت خواسته مانور مذهب و دين بدهد، صداي اعتراض و انتقاد مراجع تقليد قم را بلند و بلندتر کرده است. در آخرين صحنه اين رابطه ناموفق، آيت الله عبدالله جوادي آملي و آيت الله مقتدايي انتقادات صريح خود را درباره دولت احمدي نژاد در رسانه ها منتشر کرده اند. آيت الله هاشم زاده هريسي از روحانيون ميانه رو در پاسخ به پرسش هاي خبرنگار اعتماد علت تيرگي اين رابطه و پيامدهاي اين تيرگي را بررسي کرده است. آيت الله هاشم زاده هريسي تاکيد مي کند «مراجع نگران هستند» و اين نگراني منشاء انتقادات تند و تيز آنهاست.


مدتي است مراجع و علما انتقادات شان را صريح تر از گذشته مطرح مي کنند به خصوص علمايي که پيش از اين چندان وارد حوزه سياست نشده بودند و بيشتر توصيه هاي اخلاقي داشتند. فکر مي کنيد علت اين مساله ناشي از چيست؟

واقعيت اين است که مراجع به اين نظام و کشور علاقه مند و معتقدند کساني که در انقلاب فعال بودند و کساني که چندان درون انقلاب نبودند، يک شباهت به يکديگر دارند و آن اينکه همه آنها به اين نظام و انقلاب اسلامي و به اين کشور علاقه مندند و مي خواهند اين نظام باقي بماند، مخدوش نشود، متضرر و تضعيف نشود. علاوه بر اينکه خواهان بقاي نظام هستند، مي خواهند پاک و در قدرت باقي بماند و در چارچوب اسلام و احکام اسلامي پيش رود. اين مساله هدف تمامي مراجع ماست. آن زمان که نگراني مراجع کم است، صحبت ها و انتقادات شان هم کمتر است، اما زماني که نگراني هاي بيشتري در مورد آسيب و خدشه به نظام به وجود مي آيد و اينکه نظام پاکي، عدالت و قوت خود را از دست دهد و تا حدودي تضعيف شود، انتقادات و نگراني ها افزايش مي يابد. اکنون نيز نگراني ها بيشتر شده است و مسوولان بايد به اين نگراني ها توجه کنند. آنها بايد بررسي کنند که چرا مراجع اين گونه انتقادات را مطرح مي کنند و از نگراني آنها، نگران شوند و کساني را براي رسيدگي به علت نگراني و ناراحتي مراجع بفرستند. اينها واقعيات جامعه است و نبايد آنها را ناديده گرفت. هرچه نگراني ها بيشتر شود به جامعه منتقل مي شود. مراجع افرادي نيستند که از جامعه دور باشند. آنها با ملت و جامعه در ارتباطند. در واقع مردم مقلد آنها هستند و از همين طريق نگراني هاي مردم به مراجع منتقل مي شود و به همين دليل بايد به اين ناراحتي ها اهميت داده شود و برطرف شوند.

-آيا اين عدم ارتباط مناسب بين مراجع و علما عامدانه است يا غيرعامدانه؟

من نمي توانم بگويم عامدانه است. از آنجا که چندان در اين زمينه با کسي صحبت نکرده و اين مساله را بررسي نکرده ام تمايلي ندارم در اين زمينه صحبت کنم. بنابراين نمي دانم عامدانه است يا خير. اما زماني که مشکلاتي پيش مي آيد عامدانه باشد يا غيرعامدانه، چندان فرقي نمي کند به هر حال خطر پيش مي آيد و نتيجه همان خواهد بود. مثالي را براي شما عنوان مي کنم. کسي که يک داروي سمي را مصرف مي کند دو دليل دارد؛ يا اين داروي مسموم را استفاده مي کند تا خودکشي کند يا تصورش اين گونه بوده که شفابخش و به دست آورنده سلامتي است و آن را استفاده مي کند. بنابراين هر کس با هر نيتي آن دارو را استفاده کند نتيجه خوبي نخواهد داشت. بنابراين من نمي دانم عامدانه است يا غيرعامدانه. اين نگراني ها بايد برطرف شود، اين ارتباط ايجاد شود و بي اعتنايي نسبت به مسائل صورت نگيرد.

-آيا دولت براي بهبود روابط با مراجع و علما پيشقدم شده است؟

من اطلاعي ندارم، در اين زمينه تحقيق و بررسي هم نکردم و به اين مساله ورود پيدا نکردم. اما احساس مي کنم اقدامي انجام نشده. اگر اقدامي صورت مي گرفت در ظاهر بايد مي ديديم. زماني که تغييراتي در اين ارتباط حاصل نشده و مساله اميدوارکننده يي پيش نيامده، احساس مي کنم کاري انجام نشده است و آثاري براي اين اقدامات نه ديده و نه شنيده ام چرا که اگر تغييراتي حاصل مي شد مراجع آمادگي اين ارتباط بيشتر را داشتند و دارند زيرا آنان با هيچ کس غرض شخصي و دشمني و خصومت ندارند. آنان اهل عناد و خشونت نيستند و خير مسوولان نظام و مردم را مي خواهند.

-به نظر شما علت دور شدن دولت فعلي از روحانيت، حلقه ارتباطي نادرست بوده يا تفکر دولت بر بي نيازي از مراجع استوار است؟

من عرض کردم چون بررسي نکرده ام نمي دانم. من احساس مي کنم درک بعضي از مسائلي که در جامعه مي گذرد، اشتباه است يا افراد برداشت اشتباهي از مسائل دارند. مثلاً ممکن است افراد آرام و دلسوز و متعادل اطراف انسان نباشند و افراد تندرو باشند و اين افراد تندرو افکار ديگر را القا کنند و گزارش هاي بدي را بدهند مثلاً بگويند فلاني با فلان کس صحبت کرد، با بيگانگان ارتباط داشت و صحبت مي کرد مي خواسته براندازي کند و قصد داشته ولايت را از اريکه پايين بياورد. اين گونه حرف ها را منتقل مي کنند و تاثير مي گذارند. امام (ره) دائماً مواظب بودند، به همه طيف ها نهيب مي زدند و همه را به اخوت دعوت مي کردند و توصيه مي فرمودند؛ «از ايده واسطه ها بر حذر باشيد.» واسطه ها چه کساني هستند؟ همين تندروها هستند که گزارش ها و آدرس هاي غلط مي دهند. به نظر من ايده ها اثرگذار است البته نمي گويم قصد و غرض دارند که عليه خود تصميم بگيرند يا خصومت داشته باشند يا اين کارها خصمانه باشد و ان شاءالله که اين طور نباشد.

-آيا ممکن است اين روش دولت فعلي باشد که با مرجعيت تعامل چنداني نداشته باشد؟

نه من نمي توانم بگويم روش است چون زياد بررسي نکردم. اما احساس مي کنم تندروها در همه شئون اثرگذار هستند و نگراني ايجاد مي کنند. مثلاً انتخابات ما با آن زيبايي و شور برگزار شده، افراد شناخته شده از طرف شوراي نگهبان تعيين شدند و انتخابات باشکوه برگزار شد. من مي توانم سوگند بخورم هر کسي هم که مي خواسته رئيس جمهور شود در واقع تمامي کانديداها فقط قصد خدمت به کشور و نظام را داشته اند. اما اينکه بروند تحليل کنند و گزارش دهند که اين کانديداها با فلان جا تماس داشته اند، انقلاب مخملي و جنگ نرم به راه انداختند، قصد انجام فلان اقدام را داشتند و چنين گزارش هايي را بنويسند و منعکس کنند نتيجه اش همين مي شود که اکنون مي بينيم. بايد چنين افرادي را شناسايي کنند و بدبيني ها و ظن و گمان هاي بيش از حدي را که خدا و قرآن آنها را نفي کرده است، کنار بگذارند يعني انسان بايد هوشيار باشد و کلاه سرش نرود و در عين هوشياري خوشبين باشد. بدبيني گناه است و باعث مي شود انسان از افراد خوب، از جامعه و از همه جا دلسرد شود و تنها بماند. همچنين در قرآن هم به خوشبيني توصيه شده است. اگر سوءظن و بدبيني را اساس قرار دهيم خلاف اسلام است. ما روش هاي اسلامي را رها و از خودمان بدعت گذاري کرده ايم و نام شان را ارزش گذاشته ايم. در واقع ارزش ها تبديل به بدعت ها و بدعت ها تبديل به ارزش ها شده اند. اين مسائل بازنگري مي خواهد. من نه آن طرفي هستم نه اين طرفي. من با انقلاب و نظام اسلامي هستم و اين صحبت ها را از روي دلسوزي بيان مي کنم. براي بررسي اين مسائل يک گروه از کارشناسان اسلامي علمي از حوزه ها و دانشگاه ها مي خواهيم.

-اکنون شاهد قرائت هاي جديدي از دين از سوي برخي دولتي ها هستيم. مثلاً اظهارات آقاي مشايي درباره خدا و صحبت هايي مطرح مي شود که تاکنون در رسانه ها عنوان نشده نظر شما درباره اين اظهارنظرها چيست؟

من در مورد صحبت هاي خاص افراد نظر نمي دهم. اينها جزييات است. کليات درست شود جزييات هم درست خواهد شد. حتي من صلاح نمي دانم مراجع هم درگير برخي مسائل شوند که جزيي هستند. اينها مواردي است که مثلاً روزنامه ها مي توانند بنويسند و دو طرف در مورد اين قضايا صحبت کنند. اما مراجع نبايد با افراد خاص درگير شوند. وقتي امام(ره) مبارزه را شروع کرد سراغ اصل رفت و جزييات را مطرح نکرد. بنابراين اول اينکه من در مورد افراد صحبت نمي کنم علتش هم اين است که بررسي نکردم و نمي خواهم در مورد افراد اظهارنظر کنم و به کسي اتهامي وارد کنم. دوم اينکه صحبت هايي که مطرح کردم دردهاي کلي است و اين دردها مربوط به دولت و موافقان و مخالفان آن نيست. اين دردها کلي اند و در مورد هر کسي چه موافق و چه مخالف دولت مي تواند صدق پيدا کند.

اين است که من نمي خواهم از افراد اسم ببرم يا مسائل آنها را مورد بررسي قرار دهم زيرا در شأن من نيست حتي در شأن مراجع هم نيست که روي افراد دست بگذارند. مگر اين افراد چه کرده اند؟ وقتي در کشور يک فکر صحيح حاکم شود زماني که افراط و تفريط و تندروي نباشد، داوري غيرمنصفانه نباشد، فضاي تهمت و اتهام نباشد، زماني که دعواي برادري و داخلي را به خارج نکشانند، جاسوس سازي نکنند، زماني که اجحاف نشود و انسان ها را به عنوان جاسوس و طرفدار دشمن محاکمه نکنند، کشور درست مي شود والا آن مساله يي که فرموديد حل مي شود.

-فکر مي کنيد اگر اين عدم ارتباط مناسب بين دولت و مراجع و علما ادامه يابد، چه پيامدي دارد؟

اگر عدم ارتباط و مشکلات فرسايشي ادامه يابد، نظام و کشور تضعيف مي شوند. راندمان کاري پايين مي آيد، هزينه ها افزايش مي يابد، پيشرفت کشور کند مي شود و تاثيرات اقتصادي به همراه دارد. در مسائل بين المللي ما اثرگذار خواهد بود. ضررهاي بسياري دارد و بايد به اين مسائل رسيدگي کنند و کشور را از آن بگومگوها، حوادث، درگيري هاي داخلي و بين المللي نجات دهند و همه مسائل را حل کنند و اين مشکلات را کوچک نينگارند و در کل هر دو طرف بايد اين مشکلات را به کمک هم برطرف کنند.

-شما براي بهبود روابط با دولت چه راهکارهايي را پيشنهاد مي دهيد؟

برخي افراد هستند که تندرواند. اين افراد در هر کجا که هستند جز اينکه کارها را خراب کنند، اقدام ديگري انجام نمي دهند. البته ممکن است برخي از تندروها با نيت خوب عمل کنند و حتي کساني هستند که به انقلاب و نظام و ولايت پايبند و دلسوز هستند. اما تندروي اين مسائل را نمي فهمد. تندروي فرد خوب و نيت خوب را خراب مي کند.

ما از اين تندروي ها زياد داريم. از موضع دلسوزي و حمايت از نظام و حمايت از ولايت فقيه، حرف هايي مي زنند که گناه کبيره است، خلاف است، حرام است و معصيت دارد. آنها با اين وضع تريبون ها را آلوده و خراب مي کنند. تندروي اين است. متاسفانه ما به اين تندروي مبتلا هستيم.

نظام ما در دوره هاي حساس با اين تندروي ها درگير است. اکثر مشکلاتي هم که داريم ريشه در همين تندروي ها دارد. نمي گويم وابسته به اين طرف يا آن طرف هستند. خيلي از اينها هم نيت خوبي دارند. اما کساني هم هستند که تصور مي کنند حمايت هايشان بايد با تندروي باشد. کساني که حمايت هايشان با توپ و تشر است با توپ و تشر عقب نشيني و فکر مي کنند با توپ و تشر، نظام پيش مي رود و قوي مي شود.

اين گونه افراد را بايد کنار بگذارند. افرادي بي طرف، فاضل، متدين، دلسوز و موظف را تعيين کنند و آنها با مراجع صحبت کنند و درددل آنها را بدانند، اعتراضات آنها را بشنوند و براي برطرف کردن مشکلات اقدام کنند و قول رسيدگي به مسائل را بدهند. جاهايي که سوءتفاهم ايجاد شده، درصدد رفع سوءتفاهم ها برآيند و تا آنجا که مي توانند درست عمل کنند. در واقع در اين ميان نسبت به افراد بي طرف بي اعتنايي وجود دارد. خيرخواهي و حسن نيت آنها نسبت به نظام و انقلاب از مراجع کمتر نيست و به اندازه آنها است، مخصوصاً اينکه آنها از دور نگاه مي کنند و ما در درون هستيم. فردي که در درون است شايد نتواند مسائل را درست متوجه شود.

شايد هم اين بي اعتنايي ناشي از حسن نيت باشد و شايد هم از اين رو باشد که فکر مي کنند مراجع خودشان مي دانند اينها مساله يي نيست و مشکلات قابل حل است. در واقع نه در اين مساله بلکه در تمام مسائل اختلافاتي وجود دارد که بايد کارشناسي شود و آنها را حل کنند. نبايد آن را رها کنند. اين مساله فرسايشي است و فرسايشي شدن نظام و انقلاب را تضعيف مي کند. فرسايشي شدن باعث مي شود مشکلات به صورت بين المللي منتشر شود. در پرونده هسته يي در اقتصاد و در تجارت تاثير مي گذارد. هزينه ها را افزايش مي دهد. يک گروه بي طرف بايد تعيين شود و صحبت هاي دو طرف را بشنود و مشکلات را برطرف کند نه اينکه يک عده افراد بي منطق از ساير افراد بخواهند کفش هايشان را آويزان کنند به گردن شان و توبه کنند. خب آنها اين کار را نمي کنند. اين مساله براي مسوولان زيانبار است. در واقع حکومت بايد به دنبال مردم برود. يک روايتي از حضرت علي داريم و آن اينکه دولت انساني، دولت اسلامي و دولت مردمي براي وصل شدن با ملت حرکت مي کند و هر کجا که نگراني، اعتراض، سوءتفاهم و مشکلي وجود دارد دولت آنها را برطرف مي کند نه اينکه معترضان بيايند آنها را برطرف کنند. آنها نمي آيند. در واقع چه نيازي دارند که آنها مشکلات را برطرف کنند. زماني که بخواهيم معترضان را طرد کنيم و هيچ گونه مسووليت و مقامي به آنها ندهيم و به آنها اهميت ندهيم، مسائل ما حل نمي شود. با غرور و بي منطقي و اينکه بيايند منت ما را بکشند مسائل حل نمي شود.

نه تنها در ارتباط با مراجع حتي در مسائل اجتماعي هم جامعه بايد حرکتي کند و تبادل ارتباط صورت گيرد. اين نظام و انقلاب حيف است. جايگزين ندارد. آنها را نبايد حيف و ضعيف و فرسوده کرد. اکنون مساله يي که اتفاق افتاده اين است که نظام آنقدر قدرت و اختيار دارد که همه حوادث را کنترل کرده اما مشکلات را حل نکرده. روش کنترل را حل مساله ندانسته. بايد مساله را حل کنند اما نه از طريق کنترل. براي مثال زماني که شما يک سنگي را به سمت بالا پرتاب مي کنيد هرچقدر دستان شما قوي باشد اين سنگ به سمت بالا مي رود اما بالاخره به زمين برمي گردد حتي اگر بيشتر بالا رود سريع تر برمي گردد و ميزان تخريب آن سنگ بيشتر خواهد بود. با کنترل مساله حل نمي شود. کنترل بايد انجام شود و خوب است. الحمدلله کنترل هم انجام شده اما کافي نيست. کنترل صورت مي گيرد تا فرصتي براي حل مساله به وجود آيد. اگر کنترل به حل مساله ختم شود مشکلات بيشتر مي شود. من به عنوان کسي که اين انقلاب و نظام اسلامي را دوست دارم از قبل از انقلاب زجر و زندان کشيدم. بعد از انقلاب هم شهيد داديم. تنها برادرم و 10 نفر از نزديکان خانواده ام شهيد شدند. خودم در جبهه ها بودم. فرزند و دامادم 10 ، 11 سال در عراق اسير بودند. ما مي خواهيم اين انقلاب بماند. مي خواهيم پاک بماند. اين نظام بديل ندارد و ما از سر دلسوزي و عشق به اين نظام و عشق به ولايت اين صحبت ها را مطرح مي کنيم. اين روش که در پيش گرفتيم روش صحيحي نيست که کارها را به افراد تندرو بسپاريم. تندروها کارها را خراب مي کنند. تريبون ها، قلم ها و قضاوت ها دست تندروها است و اين مسائل کارها را خراب مي کند. نبايد هميشه در حال دعوا باشيم. نظام در داخل در حال دعوا، در خارج در حال دعوا باشد چه زماني مي تواند پيشرفت کند؟ چه زماني مي خواهد خودش را بسازد؟ چه زماني مي تواند فرهنگ خودش را بسازد و به اخلاقيات خانواده ها و جوانان رسيدگي کند؟ دائم به کارهاي کاذب مشغول مي شود. اين دعواها در داخل و خارج به جايي نمي رسد. من نمي گويم اين تندروها را حذف کنند و چه اقدامي انجام دهند. اما حداقل حرف اينها را گوش ندهند و تا اين ميزان به تندروها ميدان ندهند.

 |+| نوشته شده در  88/08/20ساعت   توسط وحید کاظم زاده قاضی جهانی  | 

آيت‌الله هاشم هاشم‌زاده هريسي:

اراده‌اي براي تحقق وحدت در جامعه وجود ندارد

عضو مجلس خبرگان رهبري با انتقاد از قرار دادن شروطي براي رسيدن به وحدت از طرف افراد گفت: عده‌اي تنها در مقام بيان دعوت به وحدت مي‌كنند اما در مقام عمل نه مي‌توانند و نه مي‌خواهند زيرا كسي حاضر نيست زيربار رود كه ايجاد وحدت ضرورت دارد.
آيت‌الله هاشم هاشم‌زاده هريسي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به ضرورت رسيدن به وحدت كه از سوي بزرگان نظام مطرح شده است اظهار داشت:وحدت با حرف حديث، موعظه و نصيحت محقق نمي‌شود بلكه اين مسئله بايد نهادينه شود كه نهادينه شدن آن نيز اسباب شرايط و زمينه خاصي را مي‌طلبد.
وي همچنين با انتقاد از قرار دادن شروطي براي رسيدن به وحدت از طرف ديگران گفت: فكر مي‌كنم كسي در فكر ايجاد زمينه و شرايط وحدت در جامعه نبوده و مثل اينكه احساس ضرورت نمي‌كنند.
آيت‌الله هاشم‌زاده هريسي افزود:متاسفانه عده‌اي تنها در مقام بيان دعوت به وحدت مي‌كنند اما در مقام عمل نه مي‌توانند و نه مي‌خواهند كسي حاضر نيست زيربار رود كه ايجاد وحدت ضرورت دارد.
وي با بيان اينكه تحقق وحدت امكان‌پذير است تصريح كرد: به نظرم اراده‌اي در اين جهت وجود ندارد.
اين عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه وحدت هزينه دارد و اين هزينه را هر دو طرف بايد بپردازند تاكيد كرد: در جامعه بايد براي رسيدن به وحدت سرمايه‌گذاري شود زيرا ايجاد وحدت ضرورت دارد.
وي تصريح كرد:البته وحدت هم بايد نهادينه و هم پايدار باشد و بنده در همين راستا اين درخواست را از مسولين داشته و دارم كه زمينه ايجاد وحدت پايدار را فراهم نمايند.
آيت‌الله هاشم‌زاده هريسي خاطرنشان كرد:اينكه هر طرف بر آنچه كه مي‌خواهند مصر بوده در مقابل از دعوت به وحدت نيز دم بزنند نمي‌شود بلكه بايد قدري كوتاه بيايند و با روال كنوني وحدت حاصل نخواهد شد.
وي در پايان تاكيد كرد: چنانچه اراداه واقعي براي اين موضوع وجود ندارد از طرح آن خودداري شود زيرا موجب لوس شدن آن مي‌شود.

 |+| نوشته شده در  88/08/03ساعت   توسط وحید کاظم زاده قاضی جهانی  | 
 
  بالا